خورشيد نگاهشو از آسمون پس گرفته بود

ماه توی تنهايی خودش 

خيره به خنده ی ستاره ها غرق گريه بود
 
آخه ستاره ی مهربونش اونو تنها گذاشته رفته بود

نگاهم به آسمون خيره بود

يهو يه شاپرک اومد

يه شاپرک که قلبش از سياهی گرفته بود

انگار اونم مثل من

اشک جلوی نگاهشو گرفته بود

اشک های شاپرک جون پراز درد و غصه بود

انگار قلبامون پر از بهانه بود

يه ابر مهربون جلوی اشکای ماهو گرفته بود

آسمون دلش دنبال يک بهانه بود

اشکاش می ريخت رو گونه های منو شاپرک جون

که خالی از خنده بود

وای خداجون انگار که شب مرده  بود
 
اون شب یه شب بی ستاره بود