سایه هامان تنهایند

ما تنهاییم

سایه ها ساکتند

چون درختی که ریشه هایش اورا از پا درآورند

ساکتند

چون رخت عزا

چون فرشته ی مرگ

که آرام و بی دلیل می آید

چون مرد که تنهاییش را کوچک می شمارد

چون تو در نبود من.