سایه ها ...
سایه هامان تنهایند
ما تنهاییم
سایه ها ساکتند
چون درختی که ریشه هایش اورا از پا درآورند
ساکتند
چون رخت عزا
چون فرشته ی مرگ
که آرام و بی دلیل می آید
چون مرد که تنهاییش را کوچک می شمارد
ما تنهاییم
سایه ها ساکتند
چون درختی که ریشه هایش اورا از پا درآورند
ساکتند
چون رخت عزا
چون فرشته ی مرگ
که آرام و بی دلیل می آید
چون مرد که تنهاییش را کوچک می شمارد
چون تو در نبود من.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 19:49 توسط MöнαñÐê§..†..È˩ï!ï
|
دِلَمــ؛ دِلــ نيستــ؛ مُردآبــ اَستــ كِــ